دانلود نوحه کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت از محمود کریمی

۱۴ مهر ۱۳۹۶
بدون نظر

دانلود نوحه کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت از محمود کریمی
همینک از سایت خزر موزیک دانلود نوحه بسیار شنیدنی کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت از مداح اهل بیت محمود کریمی با کیفیت عالی و متن
دانلود نوحه کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت با بهترین کیفیت و تکست این مداحی

Downloade Madahi Mahmoud Karimi Be Name Be Man Esbat Shode Bood Az Nazdik Ham Az Khazarmusic

روضه – شب سوم محرم ۹۶

Mahmoud Karimi دانلود نوحه کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت از محمود کریمی

متن نوحه کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت از محمود کریمی

کیستم من در دریای کرامت

ثمر نخل امامت

گل گلزار حسینم

دل ودلدار حسینم

همه شب تا به سحر عاشق بیدار حسینم

سروجان بر کف پیوسته خریدار حسینم

سپهم اشک وعلم ناله در شام علمدار حسینم

سند اصل اسارت که درخشیده به طومار حسینم

من آن کودک رزمنده که بین اسرا یار حسینم

منم آن گنج که در دامن ویرانه یگانه در شهوار حسینم

بخدا عمه ی ساداتم ودر شام بلا مثل عمو

قبله ی حاجاتم و سر تا به قدم آیینه ام وجه امام شهدا را

حال در شام بود تربت من کعبه ی حاجات

همه ی خلق به گرد حرمم گرم مناجات

بیایید که این جاست پس از تربت زینب حرم عمه سادات

همانا به کنار حرم کوچک من اشک فشانید

به یاد رخ نیلی شده ام روضه بخوانید به جان پدرم

دور مزار منه مظلومه بگردید وبدانید

که با سن کمم مادر غمخوار شمایم

ن در این عالم دنیا که به فردای قیامت

به حضور پدرم یار شماییم

همه جا روشنی چشم گوهر بار شمایم

همه ریزید چو میثم زغمم اشک که گیرم همه جا دست شمارا

روز عاشور که در خیمه پدر از منه مظلومه جدا شد

به رخم بوسه زد واشک فشاند

رو به سوی معرکه کرب وبلا شد

سرو جان وتن پاکش همه تقدیم خدا شد

به ره دوست فدا شد

حرم الله پر از لشکر دشمن شد

وچون تایر بی بال پریدم

گلویم تشنه و با پای پیاده به روی خار دویدم

شرر از پیروهنم شعله کشید و ز جگر آه کشیدم

که سواری به سویم تاخت

وبا کعب سنان بر کمرم زد

به زمین خوردم و خواندم ز دل خسته خدا را

شب شد عمه مرا برد سوی خیمه وفردا به سوی کوفه سفر کردم

وز از کوفه سوی شام بلا آمدم ودر وسط ره چه بلاها به سرم آمدو

یه شب ز روی ناقه زمین خوردم وزهرا بغلم کرد و سرم بود روی دامن

آن بانوی عصمت به دلم شعله آهی که ایان گشت سیاهی ندانم به چه جرمی و

چه گناهی به جراحات جگر زخم زبانش نمکم زد

دل شب در بغل حضرت زهرا کتکم زد

پس از آن دست مرا بست پیاده بسوی قافله آورد

چه بهتر که نگویم غم دروازه شام و کف و خاکستر و سنگ و لب بام وستم اهل جفا را

همه شب خون به دل و موج بلا ساحل ما شد که همین گوشه ویرانه سرا منزل ما شد

چه بگویم که چه دیدم چه کشیدم

همه شب دم به دم از خواب پریدم

پس از ان زخم زبانها که شنیدم

چه شبی بود که در خواب جمال پسر فاطمه دیدم

چون یکی تایر روح از قفس جسم پریدم

به لبش بوسه زدم و دور سرش گشتم و از شوق به تن

جامه دریدم دولبم روی لبش بود

که ناگاه در ان نیمه شب از خواب پریدم

زدم اتش ز شراره جگرم قلب تمام اسرا رو

اشک در دیده وخون در جگر و آه به دل سوز به جان

ناله به لب سینه پر از شعله

فریاد زدم داد که عمه پدرم کو

بگو آنکس که روی دامن او بود سرم کو

چه شد اه که تابید در این کلبه احزان کشید از ره احسان

به سرم دست نوازش همه از ناله من اه کشیدند

به تن جامه دریدند که ناگه طبقی را که صورت خورشید عیان بود

نهادند به پیشم که در آن راس منیر پدرم بود همان گم شده

قرص قمرم بود

سرکش به بصر بود

به لب داشت همی ذکر خدا را

چه فروزان قمری بود

چه فرخنده سری بود

رخ از خون جبین رنگ

به پیشانی او جای یکی سنگ

لب خشک وترک خورده ی او بود کبود از اثر چوب

به پریشانی مویش که نگه کردمو دیدم

اثز نیزه و شمشیر به رویش

بغلش کردم ودیدم

بغلش کردم وبا بگریه زدم بوسه به رگهای گلویش

نگه کردمش و دیدم دولبش در حرکت بود

به من گفت عزیز دلم اینقدر به رخ اشک میفشان

مزن شعله ز اشک بصرت بر جگرم

امده ام تا که تو را هم ببرم

از پدر این راز شنیدم

زدل سوخته لبیک یا ابتا گفتم

پرواز کنان سوی جنان رفتم ودیدم

عمو عباس و علی اکبر فرخنده لقا را

یه گوشه خواب بودم خیلی اروم

ولی پیچید تو گوشم صداشون

نمیبردن اگه گشواره هامو خودم میبخشیدم به دختراشون

من که جدم علی به وقت نماز داد انگشتری به اهل نیاز

مادر فاطمه سه لیل ونهار

کرد افطار خویش را ایثار

من خودم گوشواره میدادم

در به ان نابکار میدادم

پس بگو تازیانه کم بزنند

دخترم دخترانه ام بزنند

نمیبردن اگه گوشواره هامو خودم میبخشیدم به دختراشون

گدشت و گم شدم توی بیابون

اخه از قافله جا مونده بودم

یکی اومد برم گردوند بابا ولی کاشکی همونجا مونده بودم

بابا بد اخلاقن چقدر مردای شامی

به جای قلب سنگه تو دلاشون

با این دستای سنگینی که دارند دلم میسوزه واسه بچه هاشون

یه جوری زد چشام تاره هنوزم

قدم از درد خم موند

جای دستش یکم بهتر شده اما

جای انگشترش رو صورتم موند

تو روی نیزه و من روی ناقه

تو چشمات باز و من دستام بسته

چقدر شکل همیم بابا نگاه کن

منم مثل تو دندونم شکسته

النگو هامو تو بازار فروختن

دیگه فرقی به حال من نداره

ولی ای کاش اینجوری نمونن

اخه مال یتیم خوردن نداره

به ماه اسمون میگفت

شمع شبستون منی

یاد عمو بخیر که تو مثل عمو جون منی

راستی تو از تو اسمون بببن بابای من کجاس

بهش بگو که دخترت ساکن تو خرابه ها

بابا منو ببر من جا میمونم عممو میزنن

شیرین زبونیم تموم شد

مال اون وقت بود که دندونام سالم بود

کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل امامت محمود کریمی

دانلود همه نوحه های محمود کریمی

جعبه دانلود

پخش آنلاین
کد پخش آنلاین این آهنگ برای وبلاگ و سایت شما

برچسب ها

آثار دیگر این هنرمند

مطالب پیشنهادی